تیم خلیج فارس (پارسیمن)

ستاره ثریا در دست مردانی از فارس

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امر به معروف» ثبت شده است

🔺کمک قهوه☕️

گاهی از این کارها میکنم ... حالا یه دونه اش رو می نویسم تا شما هم یاد بگیرین 😉

با اتوبوس بین شهری در حال برگشتن به شهر خودمون بودم. برای نماز توقف کرد. نمازم رو خوندم و برگشتم کنارماشین.

هنوز چند دقیقه ای فرصت داشتم، رفتم داخل یه مغازه ی مواد غذایی. پسر جوانی داخل مغازه بود. پرسیدم:

- قهوه ی ایرانی دارید؟ از این تک نفره ها .. (با تعجب گفت)😳

- چی؟! ایرانی ؟!
- آره؛ من دیــده ام، نداریــن؟
- نمیدونم

با اینکه نیاز نداشتم اما فقط جهت ترویج #حمایت از کالای #داخلی ... شروع کردم به بررسی بسته های قهوه اش، جالب بود، سه تا بسته داشت که دو بسته اش #ایرانی بود.

🔺بسته رو بهش نشون دادم و گفتم: «ببین داداش! اینجا نوشته #ساخت_ایران» و با اشاره به یه مدل دیگه گفتم «این نوشته ... maidein «که خارجی بود.

براش جالب بود که قهوه ایرانی هم داریم. سه تا تک نفره از ساخت ایران رو برداشتم و بهش گفتم «خیلی ممنون، من ایرانیش رو می برم.

👈اگه همه از کالای ایرانی حمایت کنیم، خیلی اقتصادمون رشد میکنه و مشکل مالی خیلی ها برطرف میشه» با لبخند ملیحی پول رو ازم گرفت؛ ظاهرا براش جالب بود، از بس که از اینا ندیده متاسفانه!

👈بابا بزنید از این حرکتا ..😉

موقع خروج، دوباره واسه ی تاکید گفتم:

📌«داداش تا جایی که میتونی داخلی رو به مردم پیشنهاد کن» و خداحافظی کردم و
رفتم ...

#حمایت_از_کالای_ایرانی
#بی_تفاوت_نباشیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن

🔆 پاک کن

🔆 پاک کن

🔺اقتصاد مقاومتی - تذکر با توضیح عاقبت و نتیجه ی کار


✍️داخل لوازم تحریر شدم، فقط یک پاک کن می خواستم.

دو پسرش (یکی حدود 10 ساله و دیگری 20 ساله) فروشنده بودند.

 پسر کوچکتر گفت: بفرمایید. گفتم: یک پاکن کن #ایرانی می خواستم که کیفیتش هم خوب باشه.
برادر بزرگش با حس مخالفت، گفت: چه فرقی میکنه؟!

⁉️با لحن ملایمی گفتم: «خیلی فرق میکنه، اگه مردم از شما خرید نکنن، برای شما چه اتفاقی میفته؟!»

حرف منطقی ای برای گفتن نداشت اما با حالتی گارد گرفته گفت: «کیفیت نداره» گفتم:

✅ بی کیفیت ایرانی بِه از با کیفیت خارجی.

چینی مقصود، ایرانیه آیا کیفیتش رو میدونی؟ ساکت بود. ادامه دادم: از خانما بپرس. کیفیتش خیلی عالیه، ولی آیا میدونستی تا مرز ورشکستگی پیش رفت؟! چرا؟

👈چون ما خارجی خریدیم!!

خیلی از کسایی که بیکار میشن گناهش گردن
اوناییه که میتونستن حمایت کنن و نکردن.

برادر کوچیکش یه پاک کن نشون داد و گفت این #ایرانیه، گفتم «خوبه؛ همینو می برم».

قیمتش رو حساب کردم و از مغازه اومدم بیرون.

⚠️برادرم! خواهرم! اگه میخوای کشورت رشد کنه، جوان بیکار نداشته باشیم، یا پدری به خاطر گرسنه خوابیدن بچه هاش اشک نریزه!

واسه ی خرید و فروش، روی «#ساخت_ایران» غیرتی باش.

ژاپن چه طوری ژاپن شد؟ یه روزی تصمیم گرفتن دیگه کالای خارجی نخرن. با اینکه کالا و اجناس خودشون بنجل بود!

... بله؛ ژاپن هم با جنس بنجل شروع کرد اما کم کم قدرت گرفت و الآن جنس با کیفیت داره.

اینو کجای دلم بذارم؟! که ایران عزیز ما خیلی از کالاهاش کیفیت هم دارند اما بعضیا ... 😕

تو رو خدا جدی بگیر!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن

‼️ پلی به سوی حق الناس‼️

🔅(پروژه های شهری)

در مسیر محل کارم، بلوار شلوغی بود.
خوشبختانه مدتی بود که شهرداری طرحی ریخته بود که اونجا یک #پل هوایی برای
ماشینهایی که میخواهند به آنطرف دور بزنند ایجاد کنه.

🔺 کنار طرح، تابلوی روزشمار نصب کرده بودند که روش نوشته بود «تا پایان پروژه (مثلا) 185 روز باقیمانده» و روز به روز کم میشد.

گرچه بیشتر اوقات، طرح در حال انجام بود اما من احساس می کردم بعضی روزها اصلا انگار خبری از کار و کارگر نیست!

و پروژه تکون نمیخوره. ساخت پل، لنگان لنگان پیش می رفت که من حدود 45 روز مانده به اتمام،

👈زنگ زدم 137 و مساله رو #تذکر دادم که

 ⚠️«اگه با پیمانکار قرار گذاشتید در فلان روز تحویل بده، چرا بعضی روزها فعالیتی نمی بینم؟!

 ⁉️ آیا بابت این روزها هم پول میگیرن؟! یا اگه میشه کار رو زودتر تمام کرد چرا مردم رو معطل میکنن؟

خب تاریخ اتمام پروژه رو کمتر بزنید...» خلاصه ایشون تشکر کرد و نکاتی هم گفت. منم خواهش کردم که منتقل کنه.

✅ جالبه بدونید با توجه به اینکه یکماه آخر، سرعت کارشون خیلی رفته بود بالا اما پروژه با 14 روز تاخیر افتتاح شد!

⭕️ اگه خیلی زودتر از اینا، تعدادی از #مردم #تماس میگرفتن حتما کار رو جدی تر میگرفتن و به موقع تموم میشد.

❌مسئولین باید حس کنند که زیر ذره بینِ مردم هستند.

#بی_تفاوت_نباشیم
#تذکر_لسانی_وظیفه_همگانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن

️ فرزندت رو اثر گذار بار بیار...

 

استاد تقوی

 

نسبت به دیگران و خودتون و خانوادتون بی تفاوت نباشید. این لطف نیست. وظیفه اس.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن

⚠️کی گفته رطب خورده منع رطب نکند؟؟

 

◀️ یه عده از کجاشون درمیارن میگن اول برو خودت رو درست کن؟؟!!🤔

چرا هرچی انگلیسی ها برای ما میسازند و ضرب المثل میکنند ما میپذیریم و هر جا میشینیم میگیم؟؟

#استاد_تقوی

🔺این کلیپ رو برای خانواده و دوستان خود ارسال کنید.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن

❇️ یه وقتایی بهتره که ...

رفته بودم یکی از شهرستانها جهت تدریس؛ یک دوره ای دو روزه و فشرده برای دانشجویان اون شهرستان.

در محل اسکان با چهار پنج نفر دیگه از اساتید آشنا شدم، که همه روحانی بودیم.

ساعت هشت صبح افتتاحیه ی مراسم بود با حضور اساتید و همه ی دانشجویان.
با سلام و احترام، ما رو به طرف سالن آمفی تئاتر راهنمایی کردند.

وقتی وارد سالن شدیم دیدم حدود 300 دانشجو سفت و سنگین نشسته اند و ردیف جلو هم خالی است برای اساتید و مسئولین.

🔺همه همراهان به سمت جلوی سالن رفتند و در ردیف اول مستقر شدند اما من رفتم وسط جمعیت و بین دانشجوها نشستم.

🔹 با اطرافیانم سلام و علیکی کردم و خیلی طبیعی عمامه رو از سرم برداشتم و گذاشتم کنـار دستم.

در حدود سه چهار دقیقه ای بدون عمامه با بچه ها کمی خوش و بِش کردم و بعد دوباره عمامه رو سرم کردم.

✅ گمونم به دانشجوها حالت صمیمت دلنشینی منتقل شده بود.

جلسه ی افتتاحیه تموم شد و رفتیم سر کلاسها.
دانشجوها از همون ابتدا رفیق شده بودن.🙂

موقع نهار که با اساتید، دور هم جمع بودیم، گفتم:

🍀«بزرگواران! عرضی دارم: درسته که بعضی جاها و بلکه بیشتر جاها باید صف اول باشیم اما یه وقتهایی بهتره در بین #جمعیت بنشینیم، مثلا مثلِ همین امروز، اگه در جلسه ی افتتاحیه بین جمعیت می نشستیم چی میشد؟

 🔺همون ابتدا، بین دانشجوها یک موجی ایجاد میشد که اینا چه آدمای باحالی اند.

👈اونوقت خروجیِ کلاسهامونم بیشتر میشد؛ یعنی بچه ها از بسم االله مون هم یه چیز دیگه ای متوجه میشن،

👈 پیامها و مطالب رو بهتر دریافت میکردن.

می فهمید که چی میگم! خلاصه قصد جسارت ندارم فقط خواستم استفــاده از یک فرصت رو پیشنهاد کرده باشم که ان شاءاالله در موقعیتهای بعدی اگه دوست داشتین عملیاتی کنید.😉🙂

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن

🔺تذکری که تشکر شد😳😊

با ماشینم از شهر خارج شدم، وقت نماز بود.

داخل پمپ گاز سوختگیری کردم و رفتم نمازخونه تا نماز رو اول وقت بخونم.

صدای اذان شنیده میشد، دو نفر در حال
نماز خواندن بودن.

یکی شون جوانی حدودا 27 – 28 ساله بود، با هیکلی درشت و ورزشکاری؛ گمونم دور بازوهاش به اندازه ی دورِ کمر من بود😜😁

خیلی سرعتی نماز می خوند، اینقدر تند که وسط نمازم همه اش حواسم به سرعت اون بود.


تصمیم گرفتم یه جوری بهش بگم.

بعد از نماز که از نمازخانه بیرون رفتم دیدمش، نزدیکش شدم و سلام و علیک گرم، پاسخ لوتی واری هم داد.

 هیبتش منوگرفت!😉 یهو از تذکر دادن پشیمون شدم و نقشه رو تغییر دادم 🙃 تصمیم گرفتم #تشکر کنم.

- عرض خاصی نداشتم، فقط برام جالب بود که شما در سن جوانی، اینقدر مقید هستی به نماز اول وقت که تو پمپ گاز هم فراموش نمیکنی

(شاید باور نکنید، ولی با اون هیکل و چهره ی لوتی و سرعت عجیب نمازش، فکر نمی کردم
چنین عکس العملی داشته باشه!

یهو چشماش کمی خیس😭 شد و با بغض گفت)

- خب وظیفه مه، آخرالزمونه دیگه، حداقل هر کی باید مراقب عاقبت خودش باشه دیگه (فقط تونستم بگم)

- دمت گرم، واسه منم دعا کن.😊


✅ آره، گاهی اوقات که موقعیت تذکر نبود، تشکر کن.

👌تشکر از عمل خوب، هم اون عمل رو تقویت میکنه، هم ثابت و ماندگار👌

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن

امر به معروف و نهی از منکر را از این بانوی ژاپنی یاد بگیریم..!!!

🚨 #امر_به_معروف و #نهی_از_منکر را از این #بانوی_ژاپنی یاد بگیریم..!!! 🚫 بعضی ها #میترسند نهی از منکر کنند!!! 👈فاطمه هوشینو (آتسوکو) نقطه عطف زندگی اش از 11 سپتامبر اتفاق افتاد
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن

چه کسانی امام حسین را به کشتن دادند؟!

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن

حتی به فرماندار...!!

 

 

🔸یک شهرستانی، برای سخنرانی دعوت شده بودم.

سخنرانی در ساختمان فرمانداری بود.

شخصیتهای علمی و فرهنگی شهر بودند، همچنین برخی عواملِ فرمانداری بویژه
خود فرماندار ... قبل از جلسه، مسئول فرهنگی آمد به من گفت:

«حاج آقا، 20 دقیقه⏰ #فرماندار صحبت میکنن، بعد شما #یک ساعت زمان دارید». گفتم ایرادی نداره و داخل جلسه شدم. 

جایگاه صحبت، مثل منبر و اینا نبود، مثل جایگاه صندلی های مجلس شورای اسلامی که 5 – 6 تا کنار هم هستند، بود. 

🔸فرماندار و سه نفر از مسئول دیگه هم آنجا نشسته بودند، بنده هم رفتم کنار فرماندار محترم نشستم.

جلسه با قرائت کلام خدا آغاز شد. سپس فرماندار به بنده تعارفی زد و شروع کرد به صحبت. 
جاتون خالی، فکر میکنم یکساعت حرف زد!🧐 دیگه 50 دقیقه رو مطمئنم بعد هم رو به من، عذرخواهی کرد و گفت: حاج آقا در خدمت شما
هستیم.😐

 من میکروفن🎤 رو روشن کردم و گفتم: «ضمن تشکر، استفاده کردیم از فرمایشات فرماندار محترم، اما بنده چون دقت بر #زمان برام خیلی مهمه، لذا فقط 20 دقیقه صحبت می کنم».

فرماندار با حالت لبخندی گفت: «نه؛ ایرادی نداره، شما بیشتر حرف بزنید، بفرمایید». 

🍃در پاسخ با روی #خوشی😊گفتم: «شما لطف دارید، اما چون وقت دیگران هم مطرحه، بنده سر ساعت، صحبت رو تموم میکنم، گرچه اصراری هم ندارم که حتما حرف بزنم، اگر شما 20 دقیقه دیگه ادامه می دادید مطمئنا بنده دیگه به خودم اجازه ی صحبت نمی دادم» 

... جالب بود! این حرفا رو کسی داشت می زد که اصلا جلسه برای شنیدن صحبتهای او تشکیل شده بود.

🔺 فکر میکنم رنگش کمی قرمز شده بود، خلاصه شروع کردم به صحبت و راس ساعت هم تموم کردم.

🛑 بعد از جلسه، چند نفر از فعالان فرهنگی شهر آمدند و ضمن گلایه از اتفاقی که پیش آمد و عذرخواهی از من، گفتند:

«حاجی دمت گرم! #غیرمستقیم خوب بهش فهموندی» ... البته من برای دل خنکی خودم این حرفارو نزده بودم، 

🔺🔺همه مون باید #رعایت کنیم چون #مسئولیم، ولی مسئولینِ بزرگتر، باید بیشتر رعایت کنند.👌

#امر_معروف
#خاطره
#غیرمستقیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پارسیمن